تبليغاتX
LOVE POTION AREZO ...... مجنون عشق آرزو مجنون عشق آرزو مجنون عشق آرزو مجنون عشق آرزو مجنون عشق آرزو

.
love potion arezo love potion arezo love potion arezo love potion arezo









LOVE POTION AREZO

                            سلام سلام سلام

دوستای گلم آدرس وبلاگ من به آدرس زیر تغییر کرد ممنون میشم بهم سر بزنین.

یبییبیبلللییلللللللللللللللللللنن

http://mojtaba-asheghan0121.blogfa.com

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Sat 21 Jun 2008 ساعت 1 AM | لینک ثابت |


سلام سلام به همهي دوستام كه تو خونه عشقم  ميان و به من سر ميزنن يه روز با خودم گفتم اپم بعديم چي باشه
گفتم خوب در مورد عشقم آرزو مي نويسم كه خيلي دوسش دارم و حاضرم به خاطرش هر كاري بكنم نه اينجوري فكر
نكنين من عاشق يه دختر يا دوست دخترم نيستم عشق من با بقيه عشق ها فرق داره راستي شايد باورتون نشه
 اما دوست دختري ندارم
خوب ديگه اونم به خاطر عشقمه عشق من دختر عمه منه
خيلي دوستش دارم اينقدر كه حتي نمي تونم نارحتي شو ببينم حالا خودتون حساب كنيين آرزو تو گرگان زندگي ميكنه من هم تو آمل هر وقت كه مياد ميبينمش بي اختيار گريم ميگيره اون تنها كسيه كه از همه ي راز هاي زندگيم با خبر چون گنچينه اسرار منه  از خوبي هاش هر چي بگم كم گفتم چون مثل فرشته هاست
از خوبي هاش چي بگم يه چيز ميگم فقط مثل فرشته هاست راستي بگم
 كه اون خودش يه بچه داره اسمش هم پگاه كه خيلي نازنين
شش سالشه اصل موضوع اين بود كه مي خواستم يه نظر سنجي
در مورد اسم بچه جديدش كه دختر  ناز ديگست بكنم از شما دوستانه گلم
اسمي كه خواهرش انتخاب كرده پارميدا
پس نظر  يادتون نره
1 . پارميدا        
2 . ناز پري       
3 . هلنا4 . النا          
5 . با خودتون ...

 

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Fri 6 Jun 2008 ساعت 11 PM | لینک ثابت |

 

خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم

شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم

شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه

ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه

نمیشه از تو بگذرم

نه میشه با تو بمونم

تو دیگه کوتاه نمیایی

تقصیرم و نمودنم

 

بی تو تنهام تو این غربت

تو این ظلمت اگه بمونم

حتی وقتی بغضی خسته

تو گلومه واسط می خونم

 

بی تو تنهام تو این غربت

تو این ظلمت اگه بمونم

حتی وقتی بغضی خسته

تو گلومه واسط می خونم

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Thu 22 May 2008 ساعت 7 PM | لینک ثابت |


کس به حالم ز غمت چاره بجز غم نکند
و قسم خورد که يک لحظه رهايم نکند

سيل اشکم اگر از غصه تو دود نبود
پيش ازاين ترسم از آن بود كه غرقم نكند

عاقبت قدر بزرگي مرا مي فهمي
مهر بي حدم اگر قدر مرا كم نكند

زخم كاري تر از آن است كه درمان يابد
لطف بيهوده مكن فايده مرهم نكند

بيم جان دارم از آن تير و کمانت بخدا
چشم خود دور نگه دار هلاكم نكند

خوب داني چه كني تندي و نرمي توآم
تا كه صيدت نرهد تا ز درت رم نكند

روي بازوي يكي رند بلاكش خواندم
مرد ره در ره دلدار كمر خم نكند

اي خوش آن عاشق واله كه دمادم مي گفت
بارالاها سببي ساز جفا كم نكند

عهد كردم كه دگر از سر كويت بروم
اگر‌آن جذبه چشمان تو ماتم نكند
حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Sun 11 May 2008 ساعت 10 PM | لینک ثابت |

 

 

عشق در نگاه

 

هروقت خواستی بدونی یکی تو رو دوست داره تو چشاش نگاه کن

تا عشق رو تو چشماش بیبینی

اگرنگاهت کرد عاشقته

واگه خجالت کشید برات میمیره

واگه سرش رو پایین انداخت ویه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو میمیره

واگه سرش رو انداخت پایین وخندید وحرف و عوض کرد

اصلا دوستت نداره

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Thu 31 Jan 2008 ساعت 2 PM | لینک ثابت |

 

 

می نویسم

به یاد روزهای انتظار                                                                                  

به یاد لحظه های فرا ق                                                                          

به یاد چشم های اشکبار                                                                   

به یاد سینه های داغ دار                                                        

به یاد خلوت های غم بار

به یاد غروب های دلگیر

وطلوح حسرت بار

 

به یاد او چون پرنده ای                                   

به سوی آسمان پر کشیدو                        

چشم منتظر را تا ابد                       

به انتظار خود گذاشت.  

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Thu 31 Jan 2008 ساعت 2 PM | لینک ثابت |

يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد
نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد
يادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر
و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم
مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام  نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد
به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد زنده ام.... و بايد زندگي کنم

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Sat 8 Dec 2007 ساعت 10 PM | لینک ثابت |

تقدیم به همه

تو نغمه خوان بهاری، ندیم زاغ مباش

اگر که می طلبی گل، جدا زباغ نباش

 

زافتاب کتاب خدا به شب مگریز

به زندگانی تاریک، بیچراغ مباش

 

دلی که دم زند از غم، نشانه یی دارد

بگو به لاله که نااشنای داغ مباش

 

ز راه «مدح» مخور نان، شریف باش و مخواه !

برای «کاه» مکن زندگی، «الاغ» مباش!

 

به شوق عمر فراوان «پلید خوار» مشو

عقاب باش و فنا شو، ولی کلاغ مباش!

حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Sat 8 Dec 2007 ساعت 10 PM | لینک ثابت |

khaterat2006@yahoo.com

 

 

 

myspace

 

 




متولد      1368/7/22    
از           0121


در زمان هاي خيلي دور ، به فرزندان پادشاهان در هنگام تولد دوازده هديه ويژه اعطا مي شد . دوازده زن خردمند از دربار شاه ،سريعا به سوي قصري به سوي قصري كه شاهزاده جديد متولد شده بود ،مي شتافتند و هر مادر خوانده ، هديه اي شكوهمند به نوزاد تقديم مي كرد .

با گذشت زمان زنان خرد مند به اين نتيجه رسيدند كه ان دوازده هديه ، به تمامي كودكان در هر زمان و هر مكاني تعلق دارد انها دوست داشتند كه اين هدايا را به همه كودكان ببخشند ولي قوانين چنين اجازه اي به آنان نمي داد .روزي كه آن زنان هم ديگر را ملاقت كردند پيشگويي كردند كه روزي همه ي بچه هاي جهان اين حقيقت را درباره ي ميراث ارزشمند خويش خواهند فهميد و زماني كه ان اتفاق رخ دهد معجزه اي در پادشاهي كره زمين به وقوع خواهد پيوست . آن روز، نزديك است. راز هايي كه بايد بدانيد به قرار زير است :

در لحظه شگرفي كه اولين نفس را تجربه مي كنيد ، جشن بزرگي در آسمان بر پا مي شود و دوازده هديه با شكوه به شما اعطا مي گردد

اولين هديه قدرت است . هرگاه به آن نياز داشتي آن را به ياد آور

دومين هديه زيبايي است . شايد رفتار هايت عمق آن را منعكس كند

سومين هديه شجاعت است . شايد گفتار ورفتارت توام با اطمينان باشد و از شجاعت براي اذامه مسيرت استفاده كني

چهارمين هديه حس همدردي است  . شايد با خود و ديگران باشي .شايد اشتباهات خود و ديگران را ببخشي و عفو كني.

پنجمين هديه اميد است . از ميان هر فصل و گذرگاه  ، شايد به لطف زندگي اعتماد كني .

ششمين هديه شادي است  . اين هديه مي تواند قلبت بگشايد و با نور لبريز سازد

هفتمين (قابل توجه sister honey) هديه استعداد است . شايد توانايي هاي ويژه خود را كشف كني و آنها را به سوي دنياي بهتري رهنمون سازي .

هشتمين هديه ، قدرت تخيل است. شايد اين موهبت تصورات و روياهات را تغذيه كند .

نهمين هديه ، تحسين و تكريم است . شايد از شگفتي وجود خودت و معجزه  آفرينش قدر داني كني

دهمين هديه ،عقل و خرد است .خردمندي به همراه دانش ، تو را به سوي درك و فهم شوق مي دهد.شايد كلام آرام آن را بشنوي

يازهمين هديه، عشق است . اين موهبت زماني رشد و توسعه خواهد يافت كه آن را به ديگران هديه دهي

دوازهمين هديه ، ايمان واعتقاد است . شايد باور داشته باشي .

اينك دوازده هديه تولد را شناختي . از اين هدايا به خوبي استفاده كرده و خود واقيت را كشف كن اين هدايا ي با ارزش را در ديگران ببين و آماده معجزه اي باش كه طبق پيش بيني آن زنان خردمند به وقوع خواهد پيوست



مرسي از دوستان كه به تولد من اومدن


حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Tue 2 Oct 2007 ساعت 12 PM | لینک ثابت |


من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم
.....................................................
عشق ، یعنی …

عشق یعنی مستی دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن
حك شده توسط ××× مجتبی ××× در Sun 23 Sep 2007 ساعت 2 PM | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://senat00r68-2008.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام خوشحالم به وبلایگ من هم
سر زدي من ....
نام : عاشق 0121
نام پدر : مشقت
شهرت : آواره
شغل : ولگردي
محل صدور : دنياي فراموش شدگان
شماره شناسنامه : نامعلوم
نام مادر : سلطان غم
نام همسر : گريه
محل کار : شرکت نا اميدي
محل سکونت : شهر مکافات
محکوميت : زندگي کردن
جرم : به دنيا آمدن
هدف : دنياي آخرت
تاريخ تولد : هزاروسيصدوهيچ
گروه خوني : نفت سياه
آدرس : خيابان بدبختي
چهارراه تنهايي
کوچه دربدري
بلوک بي نهايت

فهرست اصلی
صفحه نخست
add kon
آرشيو مطالب

خونه عاشقا
فريده
(¯`°·.¸ M 4 R .¸.·°´¯)
سميرا
فاطمه
پت و مت
همتا
مريم
صدف
عابد
پسري با عشق آبي
خونه عاشقهاي من

قديم قديما
6/21/2008 - 6/27/2008
5/25/2008 - 6/10/2008
5/21/2008 - 5/27/2008
5/11/2008 - 5/20/2008
1/28/2008 - 2/3/2008
11/26/2007 - 12/12/2007
9/30/2007 - 10/6/2007
9/23/2007 - 9/29/2007
8/27/2007 - 9/12/2007


مهمون هاي خونه عشق
مرجان آسموني *مرجان خانم*
مسافر خسته *ندا خانم*
داداش ميلاد*اقا ميلاد*
ღღخــــــلوتــــــــگه عشاقღღ *نازنين خانم*
ناز پري * ياس گلم *
گناهم عاشقی بود ღღ ساناز خانم ღღ
قالب وبلاگ بلگفا
آمل

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
http://minos-music.persiangig.ir/persian-music/part-7/Ali.AbdolMaleki--Ta.Key.Bayad.mp3